تا تو بودی خیمهها آرام بود
حبیب الله چایچیان (حسان)پسندیدن0
بازدید74
تا تو بودی خیمهها آرام بود دشمنم در کربلا ناکام بود تا تو بودی من پناهی داشتم با وجود تو سپاهی داشتم تا تو بودی خیمهها پاینده بود اصغر ششماههی من زنده بود تا تو بودی خیمهها غارت نشد گوشوار بچهها غارت نشد تا تو بودی دست زینب باز بود بودنت بهر حرم اعجاز بود تا تو بودی چهرهها نیلی نبود دستها آمادهی سیلی نبود تا که مشکت پاره و بی آب شد دشمنت در خنده و شاداب شد پهنهی پیشانیات در هم شکست خیمهات مثل حسین از پا نشست ای که تو دست خدائی داشتی هستیات را بر زمین بگذاشتی ای که زینب خواهرت گردیده است فاطمه دور سرت گردیده است آنکه طاق ابروانت را شکست بعد تو بر سینهی یارت نشست بعد تو دشمن هیاهو میکند وحشیانه بر حرم رو میکند