تا بادهای وحشی صرصر بلند شد
رضا یزدانیپسندیدن0
بازدید1K
تا بادهای وحشی صرصر بلند شد
بوی انارهای معطّر بلند شد
نیزارهای سوخته جان شور میزدند
تا بر فراز نیزۀ خون، سر، بلند شد
آیات وحی از لب عطشان شنیدنی است
در آسمان دوباره زمین سربلند شد
از بامهای سر به هوا سنگ میوزید
زخمیترین کبوتر پرپر بلند شد
سنگی وزید حرکت آیات را شکست
آه از نهاد سورۀ کوثر بلند شد
روشنترین ستارۀ زخمی طلوع کرد
خورشید با قیامت محشر بلند شد
آوازۀ: بهشت خدا سبز میشود
از سیبهای سرخ و معطر بلند شد
شاعر نشست حاجت خود را ضمیمه کرد
بر، آتشی که از دل دفتر بلند شد
امّن یجیبهای غزل مستجاب شد
تا نام عشق از لب مضطر بلند شد