تار و پودِ چادرِ رویِ سرش حبلُالمتین
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید9
تار و پودِ چادرِ رویِ سرش حبلُالمتین قائمه یعنی ستونِ آسمانها و زمین علّتِ زیباترین لبخندِ ختمالمرسلین حضرتِ زهرا علمدارِ امیرالمؤمنين دخترِ بدرُالدُّجا آیاتِ نابِ کوثر است مادرِ سادات تسبیحِ قنوتِ حیدر است دستِ خلقت تا قیامت خالی از مانندِ او زندگیِ مرتضی وابسته بر لبخندِ او نغمهیِ یافاطِرُ یافاطمه سوگندِ او نامِ زهرا حک شده بر رویِ بازوبندِ او قبلهیِ قلبِ محبّان بیتُالاحزانش شده جانِ ما قربانِ قرآنی که گریانش شده جانِ قرآن بر لب آمد کوثرش جانبرلب است خانهدارِ بیتِ غصّه بعدِ زهرا زینب است چاه تنها مَحرمِ دردِ امیرِ مذهب است عصرِ عاشورا نَمی از روضههایِ امشب است گوشهیِ گودال تا چکمه بر آن پیکر نشست سینهیِ ارباب مثلِ سینهیِ مادر شکست گوشهیِ گودال هم مانند کوچه بیحیاست رویِ چادر رویِ سینه رویِ قرآن ردِّ پاست قاتلِ جانِ حرم زخمِ زبان و طعنههاست جایِ قنفذ پیرِ ملعونی که در دستش عصاست .... بر رویِ بازو که نَه رویِ لبِ ارباب زد با لگد یک بیحیا طفلی که رفته خواب زد لشکرِ هیزی به سویِ خیمهها میآمدند پایِ نیزه فاطمیون را خدایا بد زدند هِی زدند و هِی به هم گفتند اینها مُرتدند کربلا بد کوفه بدتر شامیان خیلی بَدَند دخترِ زهرا شبیه مادرش شد قدکمان دست بر دیوار شد أدرکنی یا صاحبزمان