تاریک تاریک است دنیا ، بی خدیجه
محمد حسین رحیمیانپسندیدن0
بازدید800+
تاریک تاریک است دنیا ، بی خدیجه دلگیر دلگیرم خدایا ، بی خدیجه سنگ صبورم را گرفت از من زمانه من سوختم ، افتادم از پا ، بی خدیجه هستم طبیب عالم و ماندم پس از این... کی می شود دردم مداوا ، بی خدیجه ابر بهارم ای خدا ، دیگر گرفته ماتم همه دنیای من را بی خدیجه من با علی و فاطمه هستیم دیگر در این جهان تنهای تنها بی خدیجه دختر همیشه تکیِه گاهش هست مادر زهرای من مانده است حالا، بی خدیجه ای وای ازآن روزی که در آتش بسوزد بین و در و دیوار زهرا بی خدیجه جان می رسد روی لب ریحانه ی من از درد پهلو نیمه شب ها بی خدیجه وای از شبی که پیکر مجروح او را شوید علی همراه اسما ، بی خدیجه