بیمهر دوست این دل خرّم به ما نساخت
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1.6K
بیمهر دوست این دل خرّم به ما نساخت
بی آفتاب، باغ دو عالم به ما نساخت
زین هم دمان که دور و برم چرخ میزنند
جز تیغ سر برهنۀ محرم به ما نساخت
درمان وداع دست طبیب است با مریض
تیغی بکش که وحشت مرهم به ما نساخت
باران اثر نکرد مرا غرق نیل کن
یعنی که این افاضۀ نمنم به ما نساخت
پنهان چه از تو، کشف و کرامات کردهایم
هم عشق ساخت با دل ما هم به ما نساخت
در سرزمین طب تب ما را علاج نیست
آب و هوای عیسی مریم به ما نساخت
هر نحوۀ فرار مرا صرف حبس کرد
ای دل سکون بگیر که این رم به ما نساخت
با دل نمیشود که به یک بیت سر نمود
مضمون این شکستۀ پر غم به ما نساخت
شعبان خوش است چون رمضان و رجب ولی
معنی بغیر ماه محرّم به ما نساخت