بی حیا بود دشمنت امّا
مصطفی معنویپسندیدن1
بازدید18
بی حیا بود دشمنت امّا بی عبا کوچه بردنت امّا گرچه آزرده شد تنت امّا زخم دل را کسی نمک نزده در شلوغی رفت و آمد ها نیمه شب دوره کردنت امّا بد و بیراه گفتنت اماّ همسرت را کسی کتک نزده جلوی چشم کبوتر میسوزه آشیونه قاتل حوریه شد ضربه های مردونه ! از پیمبر حیا کنید مادرم رو رها کنید 4 در مدینه آتشی بر لانه رد شلاق بر روی شانه کوفه هم نیز ابن مرجانه داد ازین درد و رنج و غم ای داد فاطمیه نبود افسانه جای زینب نبود ویرانه در کنار آن همه دُردانه دَخَلَت زینبُ عَلَی بنُ زیاد این قصه که به سر رسید چه چیزایی که ندید زینب خودش یک تنه جور حرم رو کشید چه مجلسی به پا شده دشمن چه بی حیا شده 4 لینک کانال ایتا eitaa.com/javazenokari کانون نغمه پردازان جواز نوکـــــری