بی بهانه آمدم وا کن به روی من دری
محسن راحت حقپسندیدن0
بازدید65
بی بهانه آمدم وا کن به روی من دری انتخابم کن شوم در محضرت یک نوکری رعیتت گردیدهام تنها به امید کرم بر کریمان دو عالم یابن زهرا تو سری در مدارا کردن و در بخشش و جود و کرم خارج از حد تصور، فوق العاده محشری ای به قربانت شوم مانند مادر مهربان در حقیقت زاده حیدر تو زهرا منظری دعوتم کردی به روضه مطمئنم عاقبت گریه کن را تا مدینه بهر گریه میبری رخصتی دادی شوم من هم عزادار غمت با نگاه خویش ارزانی نمودی گوهری اشک میریزم که تا جانم فدای تو شود خوب میدانم عزادار گرامی مادری