بیا ای ماه من بنشین که بینی اختر خود را
محمود اسدیپسندیدن0
بازدید22
بیا ای ماه من بنشین که بینی اختر خود را بیا ای بیکفن امشب کفن کن دختر خود را ببین یار تماشایی، تماشایی است قد من کمان تر از کمان هستم، نگه کن دختر خود را تن من با لب تو هر دو مانند حجر باشد بیا ای کعبۀ نیلی، ببر نیلوفر خود را تو دیدی عمه را از طشت، اما چشم خود بستی نی ام من عمه، وا کن ای پدر چشم تر خود را به مثل مادرت زهرا دگر چشمم نمیبیند ببین رخسار طفل و کن تجسم مادر خود را کنون که آمدی امشب بگو با من عمویم کو چرا همره نیاوردی امیر لشگر خود را کدامین بیحیا بر گیسوی تو چنگ زد بابا؟ پریشان مویی و بنگر، پریشان خواهر خود را