بیابان در بیان طرح اقیانوس در دست است
زکریا اخلاقیپسندیدن0
بازدید0
بیابان در بیان طرح اقیانوس در دست است و یک صحرا پر از گلهای نامحسوس در دست است صدای پای نسلی در طلوع صبح پیچیده است که او را آخرین آیینه مأنوس در دست است چه نزدیک است جنگلهای لاهوتی، نمیبینی؟ تجلیهای دور از دست آن طاووس در دست است من از این سمت میبینم سواری را و اسبی را افقها سبز در سبزند و او فانوس در دست است دو دستت را برآور رو به بارانها که میدانم تو را انگشتری از جنس اقیانوس در دست است شبی در خواب دیدم میرسد مردی به بالینم که میگویند او را دست جالینوس در دست است سحر از گریههای روشن همسایه فهمیدم که کاری تازه در مضمون یا قدوس در دست است