بگیر تو دستت سر و سامونمو
محمد بیابانیپسندیدن0
بازدید1.6K
بگیر تو دستت سر و سامونمو
رها نکن حال پریشونمو
فدات بشم، فقط یه بار نگام کن
منم وسط میذارم این جونمو
من نمیخام وصلۀ ناجور بشم
با کارام از تو انقدر دور بشم
اگه قراره که روتو نبینم
بهتره از همین الان کور بشم
نذار که تا ابد خجل بمونم
با پای لنگم توی گل بمونم
بذار سرم رو زیر پات بذارم
نذار که آرزو به دل بمونم
درد داریم، بده دوای ما رو
بیا و کم کن شر دشمنا رو
میگن درای حرما رو بستن
دوباره وا کن راه کربلا رو
برام همین که روضه خونم بسه
همین که گریه کن بمونم بسه
همین که یک بار تا میگم حسین جان
مادرت از عرش بگه «جونم» بسه
میگن که هر هفته شب جمعهها
روضه به پا میکنه تو کربلا
تو قتلگاه میگه غریب مادر
بمیره مادر که سرت شد جدا