بگید به روضه خون بگه
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید21
بگید به روضه خون بگه ، مجلسه جوونه بگید که امشبو کسی ، نا امید نمونه بگید امام رضا خودش ، سفره دار روضه ست تو آسمونا فاطمه ، گریه دار روضه ست روضه آقای کریمانه جواده ابن رضا جانه روضه شم حتی منشأ خیره ، فراوانیه مثل حسن ، مثل حسین گریز روضههات میشه روضه ی دو ماه غریب بودی و تشنه لب ناله زدی غریبونه یوماه یوماه غریب آقام غریب آقام ابن الرضا ... بگید به روضه خون بگه ، غصه بی امونه بگید که همسرش شده ، قاتلش تو خونه بگید که تشنه بود براش ، هیچکسی نبرد آب بگید که پیکرش سه روز ، مونده زیر آفتاب روضهی تشنهی پریشانه جواده ابن رضا جانه یکی دار میخونه با گریه ، غریبانه دور از وطن ، تو اوج غم پاره جگر شدی مثه لاله ی صد برگ روضهی ما ، شده همین شبیه فاطمه شدی ، تو هم جوونمرگ غریب آقام ابن الرضا بگید به روضه خون بگه ، فابک للحسین رو بگه حسین بگیره تا ، اشک عالمین رو بگید شب جوون بگه ، از بلای ارباب از اون تنی که جا نشد ، رو عبای ارباب انگاری گودال شده آماده حسین پای پسر افتاده جوری که گفتن همه انگاری ، که جون داده مثل حسن ، منم شدم پاره جگر ولی به وسعت یه دشت روح تنم بود پسرم که رفت و دیگه به تنم بر نگشت وای حسین ... اشعار و سبکهای حسین رحمانی