بگو الله اکبر روضه خوان گفت
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید300+
بگو الله اکبر روضه خوان گفت موذن گریه میکردو اذان گفت عزیز فاطمه ، آقای ما رفت شبیه روضههای کربلا رفت وجودم را قرین شعلهها کرد خدا داند غمش با ما چها کرد هنوز آن خندههایش مانده یادم صدای دلربایش مانده یادم هنوز آن روضههای فاطمیه و آن اشک عزای فاطمیه هنوز آن قامت نستوه آقا صلابتهای همچون کوه آقا هنوز آن جمعهی نصر و نمازش زیارت آل ، یاسین و نیازش هنوز آن بغض نشکفته دم عید پیام سال نا گفته دم عید هنوز آن گریههای در محرم هنوز آن چشمهای مثل زمزم هنوز آن بین میدان بودن او هنوز آن مرد قرآن بودن او کدامین خاطره گردد فراموش نمی گردد چراغ گریه خاموش