به نام آب، به نام فرات نام شما
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
به نام آب، به نام فرات نام شما
من آفریده شدم تا کنم سلام شما
نوشتهاند به روی جبین ما دو نفر
شما غلام حسین و منم غلام شما
خوشا به حال پر و بال این کبوترها
گهی به بام حسین و گهی به بام شما
تو آن همیشه امامی و ما همان مأموم
به قامتی که گرفتیم با قیام شما
تو ماه بودی و نزدیک آبها که شدی
تمام علقمه پا شد به احترام شما
هزار باده، هزاران پیاله میرویید
همین که تیر رسید و شکست جام شما
همین که نالهی ادرک اخایتان پیچید
شکست قامت طوبائی امام شما
مسیر علقمه را بوی انکسار گرفت
چه حس بیرقمی بود در کلام شما؟!
به حال و روز بلندای تو چه آوردند
تمام علقمه پر گشته از تمامِ شما