به روی سینۀ تو، جای بوسه حتّی نیست
رضا جعفریپسندیدن0
بازدید1K
به روی سینۀ تو، جای بوسه حتّی نیست
وَ زخم خوردهتر از پیکرت، در این جا نیست
چه فکر میکند این جوی چشمْتنگ و خسیس؟
سرابِ برکۀ کوچک، حریف دریا نیست
به روی مشک نوشتی که آب میخواهی
به گوش علقمه گفتی که آب آیا نیست؟
نگاه سرد تو میگفت، ناامید شدی
وَ خون سرخ تو میگفت، زرد، زیبا نیست
چرا فرات به پای تو، راه باز نکرد؟
نفوذ حرف تو، کمتر ز امر موسی نیست
کسی برای دو دست تو، ختم میگیرد
کسی که گریۀ او، مثل گریۀ ما نیست