به این کهولت عمر و به حالت رنجور
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1
به این کهولت عمر و به حالت رنجور مرا دوباره طلب کرده خصم رو سیهم هنوز از سر من دست بر نمی دارد خدای من! چه بُوَد در گمان او گنهم به خانه ام تو ز بام آمدی در این شب تار بهل؛ چراغ بیارم که من چراغ رهم چرا نماز شبم را به هم زدی ظالم؟ کشیدی از سر خشم از چه فرش سجده گهم؟ مرا که نیست ز منصورِ سفله، قصد فرار کشان کشان چه بری اندر این شب سیهم؟