بهرت، ای کرببلا! آمده مهمانی چند
خوشدل تهرانیپسندیدن0
بازدید1K
بهرت، ای کرببلا! آمده مهمانی چند
دیده بگشا و ببین، موکب سلطانی چند
بر مه و مهر فلک سای سر خود که تو را
داده دادار جهان، نیّر تابانی چند
خاک تو، وادی مقصود مِهین قافلهای است
که نمودند همی طیّ بیابانی چند
پس از این، کرببلا! با سر و سامان گردی
که شوی خوابگه بی سر و سامانی چند
تیره رخسار فرات تو شود! گر نکند
رحم بر تشنگی کودک عطشانی چند
چند روز دگر، این جاست که بر عرش رَود
ز جگرسوختگان، ناله و افغانی چند
اندر این جاست که از داغ جوانان حسین
تا به دامن بشود چاک، گریبانی چند
اندر این جاست که بشکفته شود از دم تیغ
ز گلستان نبی، غنچۀ خندانی چند
لالهزار شه خوبان شوی، ای کرببلا!
چند روز دگر از خون جوانانی چند
چون سکینه به برِ پیکر صد پارهی شاه
بنشینند هَزاران نواخوانی چند
گیسوی حور به فردوس، پریشان گردد
ز غم بیکسی مویپریشانی چند
ای حسینی! که بخوانده است سرت بر سر نی
به ره شام بلا، آیۀ قرآنی چند،
صله کن لطف به «خوشدل» که به غمگینی ساخت
ز بیان غم تو، دفتر و دیوانی چند