بنایِ عشق محکمتر صدایِ عشق زیباتر
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید300+
بنایِ عشق محکمتر صدایِ عشق زیباتر فضایِ مکّه روحانی ندایِ عشق شیواتر مفسّر از دلِ قرآن به انسان روحِ ایمان را نشان میداد در سرِّ سرورِ سورهیِ کوثر زبانِ نیشها و طعنههایِ دشمنان خاموش رسولاللّه جاویدان و دشمن میشود ابتر نتیجه داد بر دستِ خدیجه باخدا بودن پس از بیش از چهل سالِ خدایی از سویِ داور به او دادند یاسی از دیارِ روشناییها گلِ احساسی از جنسِ خدا و نور و پیغمبر گلِ لبخندِ شادی بر لبِ خیرالبشر وا شد تپشهایِ دلِ هستی از امشب ذکرِ زهرا شد از امشب نه غلط گفتم از آن روزی که عالم بود از آن روزی که یافاطر نوایِ لعلِ آدم بود خدا جرأت به من داد و نوشتم حضرتِ زهرا.... دلیلِ خلقِ افلاک و رسولِ پاک و اکرم بود نمیدانم علی از اوست یا او از علی امّا علی را فاطمه دلدار و غمخوار و متمّم بود اگر بر دامنی جز این حسن آید جفا بوده سرشت و شیرِ او کربوبلا را خِشت و پرچم بود یلِ اُمُّالبنین لرزاند پشتِ لشکرِ کینه دمی که فاطمه ذکرِ عَلم بر دوشِ علقم بود تمامِ انبیا و اولیا و اوصیاء یکسو اَباَالزّهرا و مولا نَه فقط خیرالنّساء یکسو اَلا ای نقطهیِ پرگارِ افلاک و زمین زهرا دلیلِ خلقتِ هستی و ختمالمرسلین زهرا مدار و محورِ ایمان بهار و کوثرِ قرآن قرارِ بیقراریِ امیرالمؤمنین زهرا صراط و سمتِ توحید و تولّا و تبرّایی نشانی از خداوندی برایِ مسلمین زهرا هر آنکه با تو شد اَلحق شده یارِ نبی و حق جدا از تو جدا ماند از خدا و حقُّ و دین زهرا پرستارِ نبی بودی گرفتارِ علی امّا .... گرفتارم گرفتارِ تو تا روزِ مبین زهرا اگر در نامهیِ من نیست جز جرم و خطا دیگر ولایِ حیدر و امضایِ مادر میشود سنگر پناهِ صحنهیِ تنهاییام در محشری بیبی سپاهِ کوچهیِ درد و عذابِ حیدری بیبی علی پشت و پناه و تکیهگاهِ احمدِ مختار تو در غربت علمدارِ امیرِ خیبری بیبی لطیفی چون گلِ یاس و زلالی مثلِ آئینه اگر چه آیِنه بهرِ امامت سنگری بیبی خدا حقِّ تو را روزِ غدیرِ خم عنایت کرد سقیفه حقِّ تو برد و شدی نیلوفری بیبی هنوز از فاطمیه روضههایی در گلو دارم گلی شد زرد و سرخ و نیلی و خاکستری بیبی برایِ روزِ مادر هدیهای آوردهام مادر دوچشمَم پر زِ اشکِ شوق و ذکرم تا سحر حیدر