بنام نامیِ أحد, نامه شروع میکنم
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید5
بنام نامیِ أحد, نامه شروع میکنم برابرِ خدای خود, باز خضوع میکنم نماز عشق میکنم اقامه با حضورِ دل همینکه خالصانه بر درش خشوع میکنم نماز من ولایت است, نیاز من هدایت است ز جان سجود میکنم, ز دل رکوع میکنم برای درکِ جایگاهِ وصفِ باقرالعلوم به پیشگاه آل مصطفی خضوع میکنم من و نگاه مصطفی, من و پناه مرتضی به فطرتِ محمدیِّ خود رجوع میکنم نه جاهلم, نه غافلم, نه در مسیرِ باطلم که با اصول دین حق, درکِ فروع میکنم رسیده ام ز معرفت به محضر امام خود که گفت باقرالعلوم, حرفی از مقام خود منم که باقرِ علومِ سرمدم, محمدم منم که پارۀ تن محمدم, محمدم مراست فخر کائنات, مراست اذن ممکنات که پرتوی ز نور پاک احمدم, محمدم منم که ذکر دوست را به اهل عرش دادهام من از تمام عرشیان سرآمدم, محمدم نه غیر نور زاده ام, که آفتاب زاده ام به نور عصمت اللَّهی مؤیّدم, محمدم منم که داده کبریا تمام مُلک را به من به مُلکِ هستی از همه مجردم, محمدم برای یاری خدا قیام کردهام به عِلم به دین و عِلم, اولین مجدِدم, محمدم منم که بحرِ علم و دین, ز اولین و آخرین شکاف داده و بمن خدای گفته آفرین همه زمین و آسمان به سایۀ ولایتم تمسکِ همه جهان به پرچم هدایتم بهشت از عطای من, نماز با ولای من شد آنکه مبتلای من, رسد به او عنایتم عزیز زین العابدینم و عزیز فاطمه هر آنکه فاطمی شود, سزد از او حمایتم به علم و حلم و صبرِ من, به سینۀ ستبرِ من همه بساط ظلم شد, شکسته با درایتم در انقلاب عِلمی ام, هزار نکته حل شده خدائی است نهضتم, حسینی است آیتم من از مدینه تا مدینه دیده ام غم و بلا که هست همچو کربلا شنیدنی حکایتم سفیر کربلا منم, اسیر نینوا منم به قتلگاه شاهدِ شهید کربلا منم من از شهید کربلا گرفته ام قیام را ز خون سرخ نینوا رسانده ام پیام را من از میان قتلگه سلام داده ام به او و از گلوی پاره اش, شنیده ام سلام را به چشم خویش, زیر سمِّ اسبهای کوفیان شکسته استخوان ز سینه دیده ام امام را تنش میان خاک و خون, سرش بروی نیزهها و در قتال او شریک دیدهام تمام را پدر میان شعله بود و من کمک به عمهام به گوشۀ عبا خموش کرده ام خیام را چه دردها کشیده ام, چه غصه ها چشیدهام که دیده ام اشاره های دستِ اتهام را من و غم اسیریِ تمام عمههای من به شام و کوفهام خدا گواه نالههای من