بنازم! آن که دائم گفت وگوى کربلا دارد
عباسعلی نگارندهپسندیدن0
بازدید1K
بنازم! آن که دائم گفت وگوى کربلا دارد
دلى چون جابر اندر جست وجوى کربلا دارد
دلش چون کربلا، کوى حسین است و نمىداند
که همچون دوردستان، آرزوى کربلا دارد
به یاد کاروان اربعین با گریه مىگوید:
که هر جا هست زینب، رو به سوى کربلا دارد
اگر چه برده از این سرزمین، آخر دلى پُرخون
ولى دلبستگى از جان به کوى کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
به کف، جامى لبالب از سبوى کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
همى بوسیم خاکى را که بوى کربلا دارد
اگر خاک رهش بنْشست بر روى گنهکارى
گرامى مىشود، چون آبروى کربلا دارد
«نگارنده» از این رو گفته است و باز مىگوید:
بنازم آن که دائم گفت وگوى کربلا دارد