بغضها در چشم تو آیینه بندان میشود
محبوبه راهپیماپسندیدن0
بازدید1.1K
بغضها در چشم تو آیینه بندان میشود
اشکها سر میرسد یکباره باران میشود
چار اسماعیل تو آمادۀ قربانیاند
آب بعد از آخرین قربانی عطشان میشود
مثل یعقوب نبی همواره با خود گفتهای
یوسفت میآید و مهمان کنعان میشود
میرسد از یوسفت تنها سری بر نیزهها
از غم و اندوه تو دنیا پریشان میشود
ماهِ تو عباس و خورشیدِ دلت یعنی حسین
روی نی خورشید دل قاری قرآن میشود
روزهای بعد از این باران اگر یاری کند
چشمهای از نفس افتاده درمان میشود