بغضی شکسته داری و فریاد کوچهای
محمد جواد پرچمیپسندیدن0
بازدید1.1K
بغضی شکسته داری و فریاد کوچهای هی میخوری زمین و ولی یاد کوچهای گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت شکر خدا که میخ به پهلوی تو نرفت شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت تو ضعف میکنی، پسرت گریه میکند مهدی رسیده و به برت گریه میکند بر روی دامن پسرت دست و پا مزن اینگونه چنگ بر روی این خاکها مزن یاد حسین میدمد از نای تشنهات دادی سلام بر لب بابای تشنهات خونابه گر چه از دهنت ریخته شده آلاله روی پیرهنت ریخته شده شکر خدا که لعل لبت خیزران نخورد شکر خدا که روی گلویت سنان نخورد چکمه به روی پیکر تو بیامان نخورد سر نیزهای نیامد و روی دهان نخورد شکر خدا که تو کفنی داشتی حسن بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن