بعد تو با غمت ای کوثر پرپر چه کنم
داریوش جعفریپسندیدن0
بازدید77
بعد تو با غمت ای کوثر پرپر چه کنم با غمت ای نفس و حامی حیدر چه کنم بضعه جان نبی بوده ای و جان علی منِ بی جان شده با جان پیمبر چه کنم نیمی از مشکل من بستر خونین تو شد جمع طفلان تو را بر سر بستر چه کنم فاطمه فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان خانه ام پر شده از داغ سراسر چه کنم وقت غسل بدنت فاطمه جان ، جان دادم با تن زخمی و این حالت پیکر چه کنم دیدن میخ درِ خانه شده سخت تر از زخمهای احد و غزوه خیبر ، چه کنم گیرم اصلا که ندیدم نوک مسمار ، بگو با ردِ دود و ردِ خون تو بر در چه کنم یاد داری که مکرر به لبم نام تو بود حال روی لب من هست مکرر چه کنم