بزم شراب و عترت طــاها خدا چرا
صمد علیزادهپسندیدن0
بازدید3
بزم شراب و عترت طــاها خدا چرا ویرانه ها و دخـــــترزهرا خدا چرا بازار شام و سنگ و سر و محملی عیان کوچه به کوچه زینب کبری خداچرا سرکوچه گرد شام و تنش کربلانشین خورشید روی نیزه ی اعدا خداچرا باران سنگ جای خوشامد به میهمان بیش از بقیه بر سرسقــــا خدا چرا بوسیده بوسه گاه رسول و بتول را آن خیزران به تشت مطلا خدا چرا آن نیمه شب چقدرشبیه به هم شدند طفل سه ســــاله و سر بابا خدا چرا آگاه از بلا و قـــــــــــــوانین ابتلا خون خدا و این همه بلوا خدا چرا *** جاریست خون سرخ تودرطول عصرها درسرخـــــــــــنای تنگ شفقها وفجرها