بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
محتشم کاشانیپسندیدن0
بازدید1.1K
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هر جا که بود آهویی از دشت پا کشید
هر جا که بود طایری، از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هر چند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعرۀ هذا حسین، زو
سر زد، چنان چه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعه البتول
رو در مدینه کرد که یا ایّها الرسول