برای هیچ خونهای
عبدالله باقریپسندیدن0
بازدید29
برای هیچ خونهای/ خدا نیاره هیچ وقت که پر بگیره مادر/ تنها بمونه دختر اونم توو اوج کودکی آغوش مادرش رو/ دیگه نداشته باشه سخته که تنها بشه/ مونس بابا بشه اونم توو اوج کودکی ای وای زهرای اطهر، تو خونه مضطر میگرده با اشک، دنبال مادر ای وای امّ ابیها، میپُرسه بابا مادر کجا رفت؟، آه و واویلا آه و واویلا ۴ مادری که میدونه/ عمرش دیگه تمومه محاله غمگین نشه/ فکر جگر گوششه حق داره که دعا کنه دشمن آخه زیاده/ عقدههایی که دارن تبدیل میشه به کینه/ میترسه که مدینه این عقدهها سر وا کنه ای وای حق داشته خانم، روز تهاجم هر کینه ای بود، شد شکل هیزم ای وای بد سرصدا شد، محشر به پا شد جوری لگد زد، زهرا فدا شد آه و واویلا منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک