برای مادر خود بی بهانه میگریم
حامد آقاییپسندیدن0
بازدید10
برای مادر خود بی بهانه میگریم به یاد محسن زهرا زنانه میگریم برای این غم عظمی حسین میگرید به اشک سیل خودم بیکرانه میگریم به یاد فاطمه در شهر هم عزادارم میان کوچه و مسجد به خانه میگریم گرفت اگر چه زبان زخم جان فاطمه را برای آتش و دود و زبانه میگریم به طعنه گفت نود روز گریه نیست زیاد شبیه فاطمه از این زمانه میگریم به ضرب دست عمر هست شاهدم مقداد برای شدت آن تازیانه میگریم