بدون کفش و کلاه
احسان پرساپسندیدن0
بازدید1K
بدون کفش و کلاه
بدون تیغ و سلاح
امیر بود ولی چون اسیر میآید
چه هیبتی دارد
یکی ست اما انگار لشکر آمده است
سلام آزاده
گذاشت مادر تو اسم بامسمایی
برای تو ای حُر
حر از زمین برخاست
و تیغ تیز کشید و به جنگ یاران رفت
چه مرگ شیرینی
که لحظه آخر
امام، مژده دهد: توبهات قبولشده است