ببین! جاری است از خونم به نامت
عبدالرّضا رضایینیاپسندیدن0
بازدید7
ببین! جاری است از خونم به نامت
هزاران رود تا روزِ قیامت
قرار عاشقان بر بیقراریست
که این سیل از اَزل این گونه جاریست
کنار چشم زیبایت، جهان سبز
سرشت و سرنوشتِ عاشقان سبز
کنارِ تو دلِ من در بهشت است
شهودِ اوّل و آخر بهشت است
از این غم میخروشم، میخراشم
تو تنها مانی و من زنده باشم
خدا میخواست در خواری نمیرم
به حالِ عشقْ آزاری نمیرم
که ننشیند به رویم رنگِ خواری
که برخیزد از این دل ننگِ خواری