با غمِ دوری ات ای "حضرتِ آقا" چه کنم
محمد صوفیپسندیدن0
بازدید200+
با غمِ دوری ات ای "حضرتِ آقا" چه کنم غصه دار است دلِ حیدر و زهرا چه کنم بوده لبخند تو درمانِ جراحات دلم زخم خورده دلِ من ، بهرِ مداوا چه کنم دَهِ اسفند خبر در خبر آمد رفتی بر سر خود زدم ای وای که حالا چه کنم کاش من جای تو بودم تَهِ آوار آن روز شده آوار سرِ من همه دنیا چه کنم طفل خود را بغلش کن وَ در آغوش بگیر پدرِ ملّتِ ایران، تک و تنها چه کنم چقَدَر حرف شنیدی و ولی دَم نزدی با نبودِ تو دَمی، کوهِ مُدارا چه کنم ناخدا خیز زجا خوف و خطر شد همه جا متلاطم شده سرتاسرِ دریا چه کنم "هاردا سان" رهبرِ فرزانه، کجایی آقا بی تو در معرکه، اِی سید و مولا چه کنم بانی روضهی زهرا و حسین ابن علی کامِ عطشان شما در رمضان را چه کنم