با روضههایِ تو مدینه گریه کرده
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید58
با روضههایِ تو مدینه گریه کرده چشمانتظارِ روضه خوانیات بقیع است در اشکهایت کربلا تصویر میشد سینهزنِ مرثیهخوانیات بقیع است اُمُّالبنین بانویِ ایثار و شجاعت اُمُّالبنین آئینهیِ رفتارِ زهرا اُمُّالبنین روحِ ادب شرحِ وفایی اُمُّالبنین تفسیرِ زیبایِ تولّا تو جانشین و جانِ شیرینِ بتولی تو تکیهگاه و رازدارِ مرتضایی سنگِ صبورِ غصّههایِ زینبینی تو از اصولِ بینظیرِ کربلایی جانِ چهار آزادهات خرجِ ولایت نقشِ تو در کربوبلا نقشی عجیب است هر چند هر دو دستِ عبّاست بریدند رویِ لبِ تو روضهیِ شیبالخضیب است گفتی مسلمانان حسین مادر ندارد عبّاس و قاسم اکبر و اصغر ندارد مانده تنش بر خاکهایِ گرمِ صحرا این پیکرِ صدپاره حتّی سر ندارد هر روز میسوزی و میگویی حسین وای عادت به روضههایِ تو کرده مدینه لبتشنه جان داده اباالفضلِ تو امّا .... شرمنده از رویِ ربابی و سکینه باران که میبارد به یادِ مشکِ پاره در آفتابِ گرم یادِ جسمِ یاری هر صبح یادِ تشنگیِ شیرخواری هر شام در فکرِ سرِ نیزهسواری اُمُّالبنینِ بیپسر مانده کجایی ؟! تا روضهیِ شاهِ شهیدان را بخوانی تو بیقرارِ روضهیِ کربوبلایی چشمانتظارِ مهدیِ صاحبزمانی