با آن كه حدّ جرمم بالاتر از عذاب است
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید2.3K
با آن كه حدّ جرمم بالاتر از عذاب است جرم مرا حساب و عفو تو بی حساب است با لطف بی کرانت در پيشگاه عفوت العفوِ يک گنهكار بالاترين ثواب است عفوِ تو كوه خجلت بر شانه ام نهاده بر روی دوشم اين كوه سنگين ترين عذاب است دستم به بند عصيان پايم به دام شيطان قلبم هماره بيمار چشمم هميشه خواب است چون لاله ی خزانی رفت از كفم جوانی شرمنده پيریِ من از دوره ی شباب است با اين گناه بسيار گويی گنه نكردم بر هر گناهم از تو صد پرده ی حجاب است مگذار تا بريزد بر خاک آبرويم بی آب رحمت تو اين آبرو سراب است اشک خجالت از من لطف و عنايت از تو جرم من است ظلمت عفو تو آفتاب است هر ناله شعله ی دل هر شعله شاخه ی گل هر قطره اشک خجلت دريايی از گلاب است باران اشک "ميثم" از ابر رحمت توست اين ابر آسمانش از چشم بوتراب است