باید برایِ حالِ بقیع سیر گریه کرد
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید48
باید برایِ حالِ بقیع سیر گریه کرد از غصّه و غریبیِ این پیر گریه کرد دستش به کوچه بسته شده مثلِ مرتضی باید بر این مصیبتِ دلگیر گریه کرد چون عمّه پابرهنه رویِ خاکها دوید باید برایِ زینب و زنجیر گریه کرد یک تیغ قصدِ کشتنِ دلدار کرده بود باید به یادِ آن همه شمشیر گریه کرد شمشیر بود و نیزه و تیر و کمان و سنگ مادر برایِ سرخیِ تصویر گریه کرد سر رویِ نیزه بود و ریا نعره میکشید تکبیرِ دینکُشی زد و تکبیر گریه کرد کربوبلایِ عشق و مدینه زبان گرفت گفت از فراقِ منتقم و سیر گریه کرد