باز هم نالهای غریبانه
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید53
باز هم نالهای غریبانه باز هم روضهها حسینی شد سبک و ساز و صدایِ نقّاره نوحهای ناب و کاظمینی شد هر کبوتر زمانِ پر زدن از .... گنبدِ شاه نوحه میخواند کینه سوزانده سینهای را باز قصّهها را مدینه میخواند قصّهها مثلِ قصّههایِ کریم روضهها بویِ مجتبی دارد جگری پاره پاره شد یارب فتنهها کنجِ خانه جا دارد دستوپا میزند گلِ حیدر همسرش اُمِّفضل میخندد مثلِ کربوبلا شده روضه آب را رویِ تشنه میبندد باز مثلِ غروبِ عاشورا دشمنان پایِ روضه میرقصند آتشِ آفتاب و جسمِ امام حرمی از کنایه میترسند مثلِ ایّامِ فاطمیه جوان بسته بارِ سفر از این دنیا گلِ شمسُالشُّموس پرپر شد شد عزادار مادرم زهرا روضهها سخت و مشکل است ولی .... میکنم شکر سر به تن دارد بدنی زیرِ سمِّ اسب نماند این حسین است نَه .... کفن دارد این حسین است نَه ..... گلویش را نیزهیِ کین نمیکند پاره آتشی در حرم نیفتاده وَ به غارت نرفته گهواره این حسین است نَه .... کسی سنگی نکند سویِ نیزهها پرتاب خواهری را نمیبرد دشمن به هوایِ سری به بزمِ شراب این حسین است نَه ..... ولی مثلِ .... کربلا ندبهخوانِ دیدار است چشم بر راهِ جمعهیِ موعود تشنهیِ روزِ دیدنِ یار است