باز هم عشقت مرا یاد خدا انداخته
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید34
باز هم عشقت مرا یاد خدا انداخته شور شیرینی به ذکر ربنّا انداخته یا من ارجوه لکل خیر، ما را باز هم یاد الطاف تو در ماه خدا انداخته ای امام عزّت و آزادگی! مهر شما طوق گل بر گردن اهل ولا انداخته ای ولی الله اعظم! در دل ما مهرتان شوق پروازی به سوی سامرا انداخته نوری از اعجاز تو در پیش چشم منکران شیر را از پرده در پای شما انداخته رفتن تو در میان برکهی شیران، مرا یاد گودال منای کربلا انداخته بُردنت در محفل آلودهی شُرب شراب خستگان را یاد تشتی از طلا انداخته ماجرای آن لب و دندان و چوب خیزران عمهی مظلومهات را از نوا انداخته غافل است از آتش قهر خدا در رستخیز آن که بر جان شما زهر جفا انداخته چون «وفایی» در عزای تو ز بس نالیدهام پنجهی بغضی مرا هم از صدا انداخته