بار دیگر قافیه یا فاطمه جان میشود
علیرضا خاکساریپسندیدن0
بازدید1K
بار دیگر قافیه یا فاطمه جان میشود
شاد از آنم طبع شعرم خرج جانان میشود
بانگاه لطف تو من صاحب دیوان شدم
شاعری غافل شود از تو، پشیمان میشود
چهرۀ زهراییات همواره ثابت میکند
هر که زهرایی شود خورشید تابان میشود
مادر باب الحوائج خانهات دارالشفاست
ارمنی در روضههای تو مسلمان میشود
آب کردی قلب سنگی را میان نوحهات
دشمنت هم پای این مرثیه گریان میشود
پا به پای نالۀ جانسوز هر روز رباب
فکر و ذکرت مشک آب و کام عطشان میشود
هر کجایی که سکینه «أین عمی» سر دهد
ورد لبهای تو میدانم حسین جان میشود
لطمه بر خود میزنی، مردم تماشا میکنند
پاشو بانو ورنه دیگر راه بندان میشود
«با لبی تشنه سرت را از قفا ای نور عین»
اینقدر با خود نخوان، زینب پریشان میشود
بچههایم را فدای بچه هایت میکنم
زحمتی که دادهام اینگونه جبران میشود؟
یااباالفضلی بگویی حضرت ام البنین!
درد هرکس که دخیل آورده، درمان میشود
مادر عباسهای بی نظیر عالمی
یک نفر از نسل تو «عباس دوران» میشود