باران ز باغ گريه هايش خوشه چين است
کمیل کاشانیپسندیدن0
بازدید200+
باران ز باغ گريههايش خوشه چين است هفت آسمان چشم او عين اليقين است از او به نيكى ياد كرده ذهن تاريخ نامش بر انگشت شرف نقش نگين است نسل نجابت، دخترى از ايل شمشير خاتون غيرت حضرت ام البنين است در شأن او بس اين كه بعد از كوچ كوثر كدبانوى بيت اميرالمؤمنين است از سينه اش شير محبت خورده عباس بين تمام عاشقان عاشق ترين است انگار بعد از سال ها اين داغديده در غربت خاک بقيع اندوهگين است گوش دلت را باز كن آيد صدايش او روضه خوان ساقى قطع الوتين است حتى دل سنگ از نوايش مىشود آب از بس كه سوز نالههايش آتشين است در گريه مىگويد: «حسينا واحسينا» شور و شعور مادر احساس اين است