باد ها عطر خوش پیرهنش را بردند
سید رضا جعفریپسندیدن0
بازدید17
باد ها عطر خوش پیرهنش را بردند سوختند و خبر سوختنش را بردند نیزهها بر عطشش قهقهه سر می دادند زخمها لالهی باغ بدنش را بردند دشنهها دور و بر پیکر او حلقه زدند حلقهها نقش عقیق یمنش را بردند این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است که روی نیزه بوی پیرهنش را بردند تا که معلوم نگردد به کدام آئین است اهل صحرای تجرّد کفنش را بردند باد ها سینه زنان زود تر از خواهر او تا مدینه خبر آمدنش را بردند یوسف آهسته بگویی که نمیرد یعقوب گرگ ها یوسف گل پیرهنش را بردند