اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.1K
اُفتاده است رویِ زمین و برابرش لبخند میزند به تقلاش همسرش اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش قسمت نبود آب بنوشد بجای آن خاکی شدهاست حیف لبان مطهرش باب الحوائج است ولی میتوان شنید از بینِ حُجره نالهیِ موسی بن جعفرش این دفعه میزدند به دَف تا که جان دهد کَف میزدند وقتِ نفسهای آخرش از پا گرفته و بدنش میکشند وای تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش خون گریه میکند لبهیِ تخته سنگها از بَس که خورد بر لبهیِ پلهها سرش این پشت بام گودی گودال نیست شُکر با پا نیامدهاست کسی رویِ پیکرش سخت است فکر این غم و سخت است باورش مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش