ای یار بی همتای من ، زهرای من زهرای من
زهرا محمدیپسندیدن0
بازدید35
ای یار بی همتای من ، زهرای من زهرای من بعد از تو دیگر وای من ، زهرای من زهرای من رفتی و صبرم کم شده ، مثل تو قدم خم شده ای شاخه طوبای من ، زهرای من زهرای من من قهرمان خیبرم ، در زیر تابوتت ولی لرزید دست و پای من ، زهرای من زهرای من من که ندید اشکم کسی ، هنگام غسلت شد بلند فریاد واویلای من ، زهرای من زهرای من جانم رسیده بر لبم ، می پرسد از من زینبم کو مادرم بابای من ، زهرای من زهرای من قنفذ از آن ضرب غلاف ، از مالیاتش شد معاف شادند دشمنهای من ، زهرای من زهرای من سیلی کجا و روی تو ، میخ در و پهلوی تو انسیةالحورای من ، زهرای من زهرای من تا زنده ام تا زنده ام ، از روی تو شرمنده ام دستت شکسته پای من ، زهرای من زهرای من