ای یادگار مادر و جد و برادرم
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید100+
ای یادگار مادر و جد و برادرم هم خواهر تو هستم و، هم بر تو مادرم رخصت بده که فرصت دیدار کم شده مهمان جان زینب تو درد و غم شده دو دسته گل نثار تو آوردهام حسین دو جان به کف برای تو پرودهام حسین این دو ،شکوفههای بهشتی جعفرند نوباوه گان فاطمه و جان حیدرند رخصت بده که دِین خودم را ادا کنم پروردگان مکتب خود را فدا کنم بگذار از محبت بر تو اثر دهم بگذار مثل مادر خود من پسر دهم مانند مادرم که ولایت مدار بود در غربت پدر همه جا ذوالفقار بود بگذار روز غربت تو مثل او شوم تیری مهیب بر دل و چشم عدو شوم گل های گلشنم چو به روی زمین فتد حاشا که روی چهره ی من خط و چین فتد پا را برون نمی نهم از خیمه گاه خویش هرگز رها نمی کنم از سینه آه خویش من افتخار می می کنم آنان فدایی اند از کشتگان راه تو و کربلایی اند اکنون اگر فدایی و در محضر تواند هر دو به نیزه همسفران سر تواند یا ایهالعزیز دو گل را قبول کن ام الشهید می شوم آقا قبول کن از بس که ناله کرد دلم از نوا فتاد خاموش شد«وفایی» و در پای ما فتاد