ای گُل یاس حسن، قاسم خونین بدنم
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید200+
ای گُل یاس حسن، قاسم خونین بدنم سوخت از هُرم صدای تو تمامی تنم از صدای نفست بوی غم آید به مشام از شمیم محنت در غم و رنج و محنم همچو یعقوب ز داغ تو زنم ناله ز جان در کنار بدنت یوسف گُل پیرهنم بس که نیزه به تنت خورده تنت صد چاک است قتلگاه بدن تو شده بیت الحزنم استخوان های تنت زیر سُمِ اسب شکست دیدم این جا که چسان می شود آخر بدنم سوختم تا که تو را سوی حرم آوردم خنـده زد دشمن ظالم به من و سوختنم این شهادت به تو تبریک و خدا می داند مانده شیرینی ناب عسلت در دهنم می شودباغ گلُم گرچه«وفایی»پرپر صبر خواهم ز خدا تا دم پرپر شدنم