ای کریمانهترین جلوهیِ معبود حسن
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید200+
ای کریمانهترین جلوهیِ معبود حسن همهیِ دلخوشیِ حضرتِ محمود حسن از غلامِ حَرمت فاطمه خشنود حسن ریشِ خصمِ تو خداوند دَهد دود حسن تو کریمی و منم نوکرِ دربستِ حرم نذرِ تو جانِ پدرْ مادر ُو عمرِ پسرم نفَسِ مادری و ضربهیِ قلبِ بابا پرچمِ سبزِ تو تا صبحِ قیامت بالا ما جُوزامی و نشستی سرِ سفره با ما دستِ ما را تو همِه جوره گرفتی آقا شکرُلِلَّه همگی بر سرِ خوانِ حسنیم سائلِ دائمیِ روضه و نانِ حسنیم نانِتان قُوتِ شبَم نامِ شما وِردِ لبم یاحسین است دَم و یادِ حسن تابوُتبم خادمی در حرمِ کوثر و شاهِ عربم من کجا و عَلمِ یار کجا؟! در عجبم نانخورِ سفرهیِ تو آدم و عالم باشد روضهخوانِ صَفرت شاهِ محرّم باشد جگرت پاره شد و جانِ حرم غارت شد زار زد شاهِ کرم برگ وُ بَرم غارت شد تو زمین خوردی و نورِ بصرم غارت شد آخرِ روضه چهها پایِ سرم غارت شد سخن از غارتِ انگشتر و معجر شده است حرفِ آب و عطش و مَشکِ برادر شده است کفنِ تو پُرِ تیر و بدنِ او پُرِ تیر عَلم افتاده زمین کودکِ خیمه بیشیر به پَر ُو بالِ حرم بود طناب و زنجیر ذکرِ هفتاد و دو سر نوحهیِ هشتاد اسیر کوفه و شامِ بلا مثلِ تنِ بیکفن است روضهیِ ندبهسراهایِ حرم یاحسن است