ای پدر جان! ز کجا آمدهای؟
قاسم استادیپسندیدن0
بازدید1K
ای پدر جان! ز کجا آمدهای؟
سوی ویرانه چرا آمدهای؟
طایر سدره و ویرانهی شام؟!
از کجا تا به کجا آمدهای؟!
امشب این کلبه شده وادی طور
چون تو، ای نور خدا! آمدهای
وه! که بر درد پریشانی من
امشب از لطف، دوا آمدهای
داشتم دیده به راهت همه شب
تا تو امشب برِ ما آمدهای
لطف کردی ز کنار شهدا
باز نزد اُسرا آمدهای
سر فدای قدمت میسازم
زآن که سر ساخته پا، آمدهای
ای پدر! بوسه زنم بر رخ تو
چون که از کرببلا آمدهای
سجدهی شکر نمایم امشب
چون توام قبلهنما آمدهای
دگر از عقدهی دل دم نزنم
تا تو، ای عقدهگشا! آمدهای
لطف بنْما و مرو از برِ ما
حال کز مهر و وفا آمدهای
در جزا، لطف تو و «ثابتِ» ما
چون که شافع به جزا آمدهای