ای غنیمتبردگان! کاش از شما سر بشکند
مجتبی خرسندیپسندیدن0
بازدید200+
ای غنیمتبردگان! کاش از شما سر بشکند رونق بازارتان چندین برابر بشکند گیرم از این معرکه مشتی طلا برداشتید! ارزشش را داشت دندان پیمبر بشکند...؟ از «فَمِنْهُمْ مَنْقَضَىٰ نَحْبَه» مراد ایننکته بود مرد را هرگز مبادا «عهد آخر» بشکند گاه تنها یکنفر کافیست در روز نبرد تا که با تیغ نگاهش قلب لشکر بشکند کوه اگر شد هیبت پوشالی دشمن، نترس! چون بهنام «حمزه» یا با نام «جعفر» بشکند حرز نام «حمزه» مانع شد که دست بولهب حرمت دین خدا را بار دیگر بشکند شرط خویشاوند بودن را رعایت کرده است ورنه در این راه چندین بار خنجر بشکند گرگها شیرانه در پیکار جولان میدهند! وای از آنروزی که پشت یکدلاور بشکند بعد تو اسلام تنها ماند و حق بییار شد! باغ بعد از باغبان باید مکرر بشکند جای خالی تو را حس کردم از بغض علی تا به دست تو سقیفه مثل خیبر بشکند در دلم غوغا بهپاشد، زد گریز روضه را شعر شد خاری که در هر دیدهی تر بشکند آه...! از چشم صفیّه، حمزه را پنهان کنید تا مبادا خواهر از داغ برادر بشکند کینههای بدر خواهد سوخت اهل خانه را در میان آتش و دیوار اگر در بکشند کاش با دستان تو دستان قنفذ میشکست تا مبادا پهلو و بازوی مادر بشکند با لگد وارد شدند آنخانه را که جبرئیل آرزو میکرد زیر پایشان پر بشکند پشت در زهرا صدایت میزند؛ «واحمزتا!» بین مردم بیم آن دارد که حیدر بشکند کربلا هم کاش بودی تا که از کینه مباد نیزه را دشمن در آن افتاده پیکر بشکند کاش بودی تا نریزد خون قاسم روی خاک کاش بودی تا مبادا فرق اکبر بشکند کاش بودی تا نبیند لحظهی گودال را قلب زینب روی تل با حالمضطر بشکند ارث سقایی رسید از تو به عباس عاقبت پای عهدش ماند تا جایی که ساغر بشکند زخمها -حتی اگر کاریست- دارد التیام برحذر باش ایدل از روزی که باور بشکند یکنفر یکروز میآید برای انتقام تا جگرخواران عالم را سراسر بشکند منتظر هستیم تا عدل خدا با دست او گردن گردنکشان را روز محشر بشکند