ای عشق از تو پیر و جوان را گریز نیست
سید علی موسوی گرمارودیپسندیدن0
بازدید1K
ای عشق از تو پیر و جوان را گریز نیست
ای سربلند با تو کسی سر به زیر نیست
چونی که تا به مُلک دلی خانه ساختی
دیگر کسی به جز تو در آن دل امیر نیست
گر سوی کس اشاره به جان باختن کنی
فرقی میان عاشق بُرنا و پیر نیست
در کربلا ولایتِ دل با حبیب بود
عشقی حبیب یافت که آن را نظیر نیست
از زیرِ برفِ پیریِ او لاله بردمید
هرگه ز باغ دل بدمد لاله، دیر نیست
جان را به راه دیدن محبوب داد و گفت
هر کس نه پیش چشم تو میرد بصیر نیست
در بیشههای سبزِ وفا شیرِ سرخ بود
رهرو اگر حبیب نباشد دلیر نیست
از صولتی که در نگه آن دلیر بود
در لرزه میفتاد و گر جانِ شیر بود