ای روزهای تار ای شبهای دور از ماه
محمد بیابانیپسندیدن0
بازدید12
ای روزهای تار ای شبهای دور از ماه ای بیقراریهای دائم با دلم همراه ای بغضهایی که میآیید از سفر ناگاه باری اگر شوق سفر دارید بسمالله ای بغضهای بیقرار روز و شبهایم من نیز مانند شما دلتنگ زهرایم هرچند گریانم تبسم میکنم امشب بیتاب روبرجانب قم میکنم امشب درکوچههایش خویش را گم میکنم امشب انگار با زهرا تکلم میکنم امشب درقاب عکسی خالی ازقبری که ناپیداست با قم نمایی دیگر از آن آشنا پیداست ای آشنای بیقراریهای این مردم با تو رسیده تا مدینه پای این مردم رنگ حقیقت یافته رویای این مردم یا فاطمه یا حضرت زهرای این مردم ای حامی امروز من فردا مرا دریاب یا فاطمه در حشر چون دنیا مرا دریاب اما جدا کن شاعر از غم حال دفتر را بشنو صدای خندهء موسی بن جعفر را دریاب شور اشکهای شوق مادر را حالا بیا و ثبت کن ذوق برادر را معصومهخانم چشم تا وا میکند امشب دیده به رخسار رضا وا میکند امشب آن شب مدینه شاهد زهرای دیگر شد پیچید یاس و باز هم عالم معطر شد شأن نزولش آیههای سبز کوثر شد امروز در تقویم شیعه روز دختر شد بانوی عالم حفظ کن دنیا و دینم را دریاب خانم دختران سرزمینم را در خاک مرده بذرهای علم میکاری فیض حضورت در تمام حوزهها جاری در سایهات دفناند عالمهای بسیاری گلپایگانی، حائری، علامه، خوانساری شاگردهای مکتبات استاد افلاکاند صدها چو بهجت در جوار تربتت خاکاند آه ای کریمه ای ملیکه عمهء سادات با کولهباری آمدم لبریز از حاجات با دست خالی آمدن از پیش تو هیهات پس باز قسمت کن که مثل اغلب اوقات تا که به زودی زائر صحن رضا باشم آقا بخواهد اربعین را کربلا باشم