ای در سخا و جود، چو آقای انبیا
سید محمد رضا شمس ساقیپسندیدن0
بازدید4
ای در سخا و جود، چو آقای انبیا ای در وفا و مِهر، چو عباس باوفا ای در نبرد و رزم چو مولای اتقیا ای در وقار و حلم و درایت چو مجتبی ای کرده جان خویش به راهِ خدا فدا در صولت و جمال، شبیه پیمبری در هیبت و جلال، مثنای حیدری در قدر و اعتدال، چهگویم که محشری در رتبت و کمال، یقیناً که اکبری ای زادهی حسین! گل باغ مصطفی روشن شدهست چشم جهان از جمال تو عالم شدهست خیره به حسن و کمال تو خرّم شدهست باغ جهان از جلال تو حیران شدهست سرو چمان زاعتدال تو ای مظهر شجاعت و آیینهی صفا تو آمدی و «روز جوان» از تو پا گرفت بستان عشق، از تو نشاط و صفا گرفت بلبل به وجد آمد و از تو ، نوا گرفت زهره بساط عیش و طرب در سما گرفت اِنس و مَلَک بهصوت و سُرورند یکصدا نور دل «حسین»، تو و ، او : امامِ تو هستی «علیّ اکبر» و «لیلا»ست مامِ تو مانده قلم به وصفِ خصال و مرامِ تو در کربلا چو ماه، درخشیده نامِ تو ای مستِ جام فیض شهادت به نینوا ای در خصال و چهره، نظیر پیمبرت! (ساقی) کوثر است علی، جدّ اطهرت فخر بشر تویی بهخداوند داورت فخر بشر، نه! فخر خدایی که پیکرت پرپر شدهست ای گل طاها به کربلا