ای خدا صبر بده در غم بیمادر ی ام
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید2K
ای خدا صبر بده در غم بیمادر ی ام سخت لبریز شده عاطفهی دختر ی ام مادرم کو که کِشد دست نوازش به سرم یا مرا هم ببرد یا کند از غم بری ام خانه داری شده کار من طفل معصوم نیست ای مادر من تجربهی مادری ام زیر بار غم سنگین تو من میمیرم گر تسلی ندهی یا نکنی دلبری ام فضه فکر من و فکر حسنین است ولی من غم خانه نشین دارم و از خود بری ام تربت مخفی تو هست همه دلخوشی ام همه آرامشم این است که من کوثری ام گل بستر نظرم را به خودش جلب کند تا زیادم نرود زخم تو ای بستری ام با نگاه در و دیوار شود پایم سست پشت در زائر قبر پسر آخری ام کاشکی رنگ در خانه عوض میگردید من خودم سوخته از این در خاکستری ام ای خدا شکر که بابا و برادر دارم وای از آن دم که سر نیزه کند سروری ام زیر خورشید سرت محمل بیسایه رود تابشی کن که نبینند به بیمعجری ام