ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن
حیدر توکلیپسندیدن0
بازدید1.8K
ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن
برخیز و حرف رفتن و غسل و کفن مزن
در بین نوحه خواندنت از مادرم، پدر!
حرف از وصال خویش و جدایی ز من مزن
میلرزم از شنیدن از مرگ گفتنت
حرفی کز آن به لرزه درآید بدن مزن
با من ز ماندن و ز نرفتن دمی بگو
دم این همه ز رفتن و راهی شدن مزن
صف بسته جمع جان به لبی، دیده باز کن
پلکی بزن، شرر به دل انجمن مزن
بسته ره نفس به من این روضههای باز
پیش حسین، حرف کفن با حسن مزن