ای امیر لو کشف ای پادشاه بی بدل
علیرضا نوروزیپسندیدن0
بازدید17
ای امیر لو کشف ای پادشاه بی بدل کم بضاعت در مدیح تو قصاید چون غزل در شب معراج احمد شد نمایان شان تو همشنین انبیا ای جاودان لم یزل هر که نامت می برد باشد نشان پاکی اش از تو هرکه میبُرد رفته پی لات و هُبُل میچکد قند از دهانم می شود شیرین لبم تا که نامت می کند شهد کلامم را عسل اشهد ان علیا حجت لله جای خود در اذان هستی تو قطعا معنی خیرالعمل با ظهور تو خدا رو کرده هرچه داشته ای جبینت مطلعِ فجر سحرگاه ازل ای فراتر از تصور ای خدای صوفیان ای که هستی مثل خالق در معانی بی مثل جنت الاعلی در این حسرت که می بیند تورا قرنها خاک نجف بگرفته چون دُر در بغل من به شوق روی تو در لحظههای واپسین می روم از خود به استقبال آغوش اجل